الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
96
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
مطابق دستور امام عليه السلام وضو گرفت ، پس از وضو هارون وارد شد و گفت : دروغ گفته آنكه گمان كرده است تو رافضى ( شيعه ) هستى ! پس از آن نامهء امام عليه السلام به على بن يقطين رسيد كه هماكنون وضو را طبق دستور خدا بگير : صورتت را يك بار بهعنوان واجب بشوى و ديگر بار جهت كمال و همچنين دستها را از آرنج و تنها جلوى سرت و بالاى پاهايت را از رطوبت آب وضو مسح بكش ! زيرا آنچه بر تو بيم داشتيم بر طرف شده است » . « 1 » 104 - دينورى از قول اصمعى نقل كرده است ، مىگويد : روزى بر هارون الرشيد وارد شدم درحالى كه دو سال در بصره از او دور بودم ، به من اشاره كرد تا نزديك او بنشينم ! اندكى نشستم سپس بلند شدم اشاره كرد : بنشين ! نشستم تا اينكه مردم كم شدند و سپس به من گفت : اصمعى ! دوست ندارى محمّد ( امين ) و عبداللَّه ( مأمون ) را ببينى ؟ گفتم : چرا يا اميرالمؤمنين [ ! ] من بسيار مايلم و بلند نشدم مگر نزد آنها بروم و سلامى به آنها بدهم ! گفت كافى است . سپس گفت : محمّد و عبداللَّه را نزد من بياوريد ! قاصد رفت و گفت : اميرالمؤمنين [ ! ] را دريابيد ! محمّد و عبداللَّه آمدند گويى دو ماهند كه از افق برآمدند ، گامها نزديك و چشمها را به زمين دوخته آمدند تا كنار پدرشان ايستادند و با عنوان خلافت به او سلام دادند . هارون به آنها اشاره كرد به او نزديك شدند ، محمّد طرف راست و عبداللَّه سمت چپ او نشستند . آنگاه به من فرمان مباحثهء با آنها را داد ، چنان بودم كه چيزى از فنون ادبى را از ايشان
--> ( 1 ) - خرائج : ص 298 .